الشيخ أبو الفتوح الرازي

407

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، گفتند معنى آن است كه : ايشان را دعوت كن به اين كلمه ، و گفته‌اند معنى آن است كه : متابعت وحى كن كه بر تو كرده‌اند ، و آن وحى اين است كه : * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، آنگه گفت : * ( وَأَعْرِضْ ) * ، و اعراض كن و بگرد از اين مشركان و كافران . عبد اللَّه عبّاس گفت : اين حكم منسوخ است به آيت قتال ، و اصل اعراض صرف الوجه باشد الى جهة العرض ، براى آن كه سمت ناظر سمت طول باشد ، و آنچه بر چپ و راست او بود جهت عرض باشد ، و گفته‌اند : الى العرض و هو الجانب و اعرض الشّئ اذا ظهر كأنّه مكّن من عرضه ، اى ناحيته ، و منه قول عنتره ( 1 ) : و اعرضت اليمامة و اشمخرّت چنان كه گويند : اكتب اذا امكن من كاتبه ، و العرض خلاف الطَّول ، و العرض الجانب ، و عرض الرّجل ما يمدح و يذمّ منه ، و عرض الدّنيا متاعها تشبيها بالعرض الَّذي لا يلبث على حدّ لبث الاجسام . و « عرض » عرضه كردن چيزى باشد و « اعتراض » ( 2 ) پيش آمدن باشد . * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكُوا ) * ، خداى تعالى گفت : اگر خداى خواستى ايشان مشرك نبودندى . اگر گويند : بنزديك شما اراده تعلَّق به نفى ندارد بل به چيزى تعلَّق دارد كه حدوثش صحيح ( 3 ) باشد ، حكم اين آيت چگونه باشد ؟ جواب گوييم : مراد آن است كه ايشان را به قهر اگر خواهد بر ايمان دارد ، پس متعلَّق ارادت در آيت محذوف است و آن حمل ايشان است بر ايمان بر سبيل قهر و الجاء ، و اين ارادت لا بدّ محمول باشد بر اين وجه از آن جا كه به ادلَّه درست شده است كه خداى تعالى از كافران مريد ايمان است بر سبيل اختيار ، از آن جا كه امر كرده است ايشان را به ايمان ، و امر امر نشود بىارادت آمر ( 4 ) مأمور به را ، پس چون بر وجه اختيار لا بد مريد باشد اين را حمل بر مشيّت قسر و الجاء بايد كردن . اگر گويند : چرا بر اين وجه از ايشان ايمان نمىخواهد ( 5 ) ؟ گوييم : براى آن كه

--> ( 1 ) . مج ، مت شعر . ( 2 ) . اساس : اعراض ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 3 ) . مج ، مت : صحت . ( 4 ) . مج ، مت : ندارد . ( 5 ) . آن : نمىخواهند .